علم تفاوت بزرگی میان افراد بسیار حساس و افراد دارای اوتیسم قائل است. افراد بسیار حساس (HSP) اغلب با کسانی که اوتیسم دارند اشتباه گرفته میشوند، یا حتی به آنها گفته میشود که این دو یکی هستند. اما علم چیز دیگری میگوید. آیا واقعاً تفاوتی هست؟
اگر فردی بسیار حساس باشید، احتمالاً میدانید که حساسیت بالا اغلب با اوتیسم مقایسه میشود. این ممکن است تعجبآور باشد ، چرا که نشانههای این دو ویژگی بسیار متفاوتاند. با این حال، هر دو در نگاه عموم، برخورد مشابهی دریافت کردهاند. همانطور که اوتیسم بهتدریج بهعنوان یک ویژگی شایع شناخته میشود، حساس بودن نیز نوعی اختلال نیست و در حدود ۲۰٪ از جمعیت دیده میشود. هر دو ویژگی همچنین مزایای فراوانی دارند. در مورد حساسیت بالا، این مزایا شامل همدلی، دلسوزی، خلاقیت، و توانایی شهودی برای دیدن ارتباطاتی است که دیگران از آن غافلاند.
اما شباهتها از این هم فراتر میروند. برای مثال، هم اوتیسم و هم حساسیت بالا میتوانند با واکنش شدید به محیط همراه باشند. هر فرد بسیار حساس درک میکند که دنیا میتواند «بیش از حد در تنش» بهنظر برسد، و بسیاری از افراد اوتیستیک نیز همین تجربه را دارند ، بهویژه نسبت به محرکهای ظاهراً «جزئی» مثل بافت لباس یا صداهای مزاحم.
همچنین، هم کودکان اوتیستیک و هم کودکان بسیار حساس ممکن است در واکنش به محرکهای شدید، دچار وحشت، خشم، یا «خاموشی» شوند، بهویژه اگر والدینشان استراتژیهای مدیریت هیجان را به آنها نیاموخته باشند.
اما با وجود این شباهتها ، و حتی با اینکه فردی میتواند هم حساس و هم اوتیستیک باشد ، این دو ویژگی در اصل با هم متفاوتاند.
نهتنها متفاوتاند، بلکه مطالعهای جدید نشان میدهد که این تفاوت بسیار عمیق است ، و اینکه حساس بودن هیچ ارتباطی با اختلالاتی مانند اسکیزوفرنی یا PTSD ندارد. این مطالعه پیشنهاد میکند که حساس بودن یک ویژگی کاملاً طبیعی و سالم است.
در ادامه، یافتههای این مطالعه و معنای آن برای افراد بسیار حساس را میخوانیم.
چه چیزی اوتیسم را از حساسیت بالا متمایز میکند؟
مطالعهای به رهبری بیانکا آسوِدو از مؤسسه پژوهشهای عصبشناسی دانشگاه کالیفرنیا، تحلیلی جامع از ۲۷ مقاله دربارهی حساسیت بالا، اوتیسم، و سایر وضعیت ها انجام داد . در این پژوهش، به حساسیت بالا با عنوان رسمیاش «حساسیت در پردازش حسی» (SPS) اشاره شده است.
در این پژوهش، اوتیسم بهعنوان «اختلال طیف اوتیسم» معرفی شده، و از زبانی استفاده شده که شاید برخی از افراد اوتیستیک با آن موافق نباشند. بسیاری معتقدند اوتیسم یک ویژگی با مزایای زیاد است و نباید بهعنوان «اختلال» طبقهبندی شود؛ و شواهدی نیز وجود دارد که آن را با هوش بالا مرتبط میداند.
آسوِدو و تیمش سه تفاوت اصلی بین SPS و اوتیسم یافتهاند:
۱. اوتیسم با «نقصهای اجتماعی» همراه است؛ حساسیت بالا نه
تحقیقات آسوِدو نشان میدهد که اوتیسم اغلب با مواردی چون دشواری در برقراری تماس چشمی، تشخیص چهره، واکنش به سرنخهای عاطفی دیگران، و پاسخ متقابل به نیّت دیگران (مثلاً لبخند زدن در پاسخ به لبخند) همراه است. البته دیدگاه دیگری میگوید اینها الزاماً نقص نیستند، بلکه شیوهی متفاوتی از تعاملاند و ممکن است نشاندهندهی عدم پذیرش کلیشههای رفتاری جامعه باشند.
در مقابل، افراد بسیار حساس نهتنها دچار این بهاصطلاح «نقصها» نیستند، بلکه واکنشپذیری بالایی نسبت به حالات چهره، نشانههای اجتماعی، و نیت دیگران نشان میدهند. نواحی مغزی که در اوتیسم کمتر فعال هستند، در افراد حساس بسیار فعالاند و با همدلی، آگاهی اجتماعی و تأمل درونی همراهاند.
۲. برای افراد بسیار حساس، تعامل اجتماعی پاداشدهنده است
در کل، انسانها ذاتاً برای تعامل اجتماعی طراحی شدهاند ، پیوند، کمک و همکاری برای بقا ضروری بودهاند. افراد بسیار حساس نیز همینگونهاند و حتی ممکن است از تعاملهای اجتماعی بیش از دیگران لذت ببرند و آرامش یا شادی عمیقی تجربه کنند.
اما افراد اوتیستیک تعاملات اجتماعی را متفاوت تجربه میکنند. طبق یافتههای مطالعه، این تعاملات برای آنها با احساس پاداش، آرامش یا هیجان همراه نیست. ممکن است توجهشان جلب شود، اما الزاماً تجربهای معنادار نداشته باشند.
در عین حال، این به این معنا نیست که افراد اوتیستیک نمیتوانند روابط عمیق و معنادار داشته باشند ، آنها میتوانند و دارند. تفاوت در این است که خودِ تعامل اجتماعی برای افراد بسیار حساس ذاتاً پاداشدهنده است، ولی برای افراد اوتیستیک اینگونه نیست.
۳. مغز آنها محرکها را بهطور کاملاً متفاوتی پردازش میکند
با اینکه هر دو گروه میتوانند نسبت به محرکها حساس باشند، اما فعالیت مغزی آنها بسیار متفاوت است.
مغز افراد بسیار حساس فعالیت بیشتری در نواحی مربوط به آرامش، تعادل هورمونی، کنترل نفس، و تأمل درونی دارد ، ویژگیهایی که با همدلی، آگاهی اجتماعی و توانایی پردازش عمیق مرتبطاند.
در مقابل، مغز افراد اوتیستیک در نواحی مرتبط با آرامش، هیجان و اجتماعیبودن، فعالیت کمتری دارد. این یکی از تفاوتهای اصلی است که مطالعه بر آن تأکید میکند.
نویسنده: آندره سولو
مترجم: مینو پرنیانی