شاید بدیهی به نظر برسد که باید کارهای لذتبخش را انجام داد، اما این را از این بابت میگویم که خیلیها این کار را به تعویق میاندازند. ما HSPها معمولاً مسئولیتها، کار، یا نیازهای دیگران را به اولویتهای خودمان ترجیح میدهیم. اما این رفتار، به مرور، به روان ما آسیب میزند.
به عنوان مثال، من برای حفظ آرامشم به زمان آزاد روزانه نیاز دارم؛ وگرنه اضطرابم بالا میماند. برای من، خواندن کتاب یا بازیهای ویدیویی آرامشبخشاند. قبلاً احساس گناه میکردم که وقت صرف این کارها میکنم، چون “مفید” نبودند. اما حالا میدانم که استراحت، خودش یک نوع بهرهوری است.
برای خودت فهرستی از ۳ فعالیت آرامشبخش بنویس. چه چیزی ذهنت را خاموش میکند یا حس پناه میدهد؟ چه چیزی شادت میکند؟ حتی اگر برای دیگران “کوچک” باشد. HSPها اغلب با فعالیتهای سادهای مثل بودن در طبیعت، وقت گذراندن با حیوانات خانگی، دوختودوز یا موسیقی ملایم آرام میگیرند.
حالا فکر کن چگونه میتوانی این فعالیتها را بیشتر وارد زندگی روزمرهات کنی؟ و چه چیزی را باید کنار بگذاری تا جا برایشان باز شود؟
۳. بگذار «هیچکاری نکردن» هم بخشی از برنامهات باشد.
آیا میدانستی میتوانی «سرت شلوغ» باشد، بدون اینکه کار خاصی انجام دهی؟ اگر دعوتی را رد کنی فقط برای اینکه دلت میخواهد در خانه بمانی و نتفلیکس تماشا کنی یا کتاب بخوانی، کاملاً قابلقبول است.
برای آوردن آرامش به زندگیات، زمان استراحت را غیرقابلمذاکره کن. لازم نیست برای نه گفتن توضیح بدهی. اگر نیاز به تجدید قوا داری، پس درگیر کاری هستی!
میدانم که این همیشه آسان نیست. HSPها معمولاً از نه گفتن میترسند. اما باید بدانی: با اولویتدادن به نیازهایت، آرامش بیشتری خواهی یافت. و این تمرینپذیر است. با آدمهای درست، نه گفتن راحتتر میشود. کسانی که برایت مهماند، درک خواهند کرد که به تنهایی نیاز داری.
۴. زمان استفاده از گوشی و فضای دیجیتال را محدود کن.
آدم های بسیار حساس عمیقاً به دیگران اهمیت میدهند. پس دیدن رنج دیگران—چه در اخبار، چه در فضای مجازی—درونمان میماند. در جهانی با بهروزرسانیهای فوری و خبرهای شبانهروزی، این واقعاً سخت است.
وقتی دچار فشار ذهنی میشوم، تمام اپلیکیشنهای شبکههای اجتماعی را پاک میکنم و اخبار را فقط یک بار در روز (یا کمتر) میخوانم. این کار آرامشم را چند برابر کرده است.
۵. تا جای ممکن، از عوامل استرسزا فاصله بگیر.
قبلاً فکر میکردم استرس دائم لازمهی رشد است. و البته که چالش و هدفگذاری مهم است، اما برای HSPها باید با دقت پیش رفت.
چالشپذیری با خود را در معرض چیزهایی گذاشتن که با طبیعتت ناسازگارند فرق دارد.
حساس بودن، یک اختلال نیست؛ بلکه یک ویژگی شخصیتی است که حدود ۲۰٪ از جمعیت آن را دارند. بنابراین ما HSPها میتوانیم با دوری از چیزهایی که با روحیهمان نمیخواند، به آرامش بیشتری برسیم.
بسیاری از HSPها در موقعیتهای زیر دچار فشار میشوند:
جمعیت زیاد
محیطهای پر سر و صدا
فیلمهای خشن
صداهای آزاردهنده
تماس بدنی زیاد
درگیری یا بحث
لباسهای ناراحتکننده
مثلاً من دفتر کارم را در گوشهای از خانه گذاشتهام که صدای تمرین گیتار همسرم را نمیشنوم. شبکههای اجتماعی را محدود کردهام و فیلمهای ترسناک نمیبینم. حتی لباسهایم هم اغلب نرم و راحتاند.
با شناسایی عوامل فشار و حذف تدریجی آنها، تفاوت بزرگی در حس روزانهات تجربه خواهی کرد.
۶. یادت باشد که داری تمام تلاشت را میکنی.
من ساعتها دربارهی یک تماس تلفنی یا گفتوگو که در آن خوب عمل نکردهام، فکر میکنم:
آیا حرف درستی زدم؟
نکند ناراحتشان کردم؟
فکر میکنند بیعرضهام؟
چرا آنطور نگاهم کرد؟!
ما HSPها دلمان میخواهد دیگران راحت باشند، و اگر ناراحتیای در فضا باشد، آن را حس میکنیم. ما استاد زبان بدنیم، اما این حساسیت باعث میشود مدام خودمان را زیر سؤال ببریم.
اما آنچه از جلسات درمانی آموختهام این است: تو مسئول احساسات دیگران نیستی. فقط میتوانی بهترین خودت باشی. و آن بهترین، یعنی خودِ حساس، مهربان و دلسوزت.
هر وقت حس کردی جایت در این دنیا معلوم نیست، به خودت یادآوری کن: داری تمام تلاشت را میکنی. و شخصیت، از کمالگرایی یا غیرعادی بودن مهمتر است.
زندگیای بساز که با طبیعت HSP تو هماهنگ است
افراد بسیار حساس گاهی حس میکنند جایی در این دنیا ندارند، و همین رسیدن به آرامش را دشوار میکند. اما بگذار خیالت را راحت کنم: تو به اندازهی هر انسان دیگری، سزاوار این سیارهای.
تو اجازه داری زندگیات را طوری بسازی که با روحت هماهنگ باشد.
آخر هفته را در خانه با کتاب بگذران. وقتهای بیشتری برای استراحت و بازیابی انرژی بگذار. کاری را که دوست داری پیدا کن و در آن شکوفا شو. با افراد مثبت وقت بگذران و از چیزهایی که تو را میفرسایند فاصله بگیر.
این خودخواهی نیست — این مسیر شخصی تو به سوی آرامش است.
و یادت نرود: تو شایستهی آرامش هستی، HSP عزیز.
نویسنده: لورن والکو
مترجم: مینو پرنیانی