افراد بسیار حساس فقط احساسات شدیدی ندارند؛ گاهی احساسات خود و دیگران را با دقتی متفاوت درک میکنند و ممکن است هوش هیجانی را نیز به شیوهای متفاوت تجربه کنند.
من چهار سال مدیر یک آژانس کوچک بازاریابی بودم. با اینکه در جایگاه مدیریتی قرار داشتم، اغلب احساس میکردم با دیگران فرق دارم و به محیط تعلق ندارم؛ تجربهای که بخش بزرگی از زندگیام را شکل داده بود و آن را تا حد زیادی به این واقعیت نسبت میدادم که فردی بسیار حساس (HSP) هستم. در چند ارزیابی عملکرد به من گفته بودند که «بیش از حد حساسم» و در محیط کاریِ شرکتی، این ویژگی اغلب برایم باری سنگین به نظر میرسید؛ چیزی که تصور میکردم موفقیتم را محدود میکند.
با بزرگتر شدن شرکت، مؤسس آن ما را در یک برنامهٔ مشاورهای دربارهٔ شیوههای مؤثر هوش هیجانی ثبتنام کرد. از آنجا که خودم احساسات را عمیق تجربه میکردم، به این موضوع علاقهمند بودم، اما در عین حال تردید داشتم. خوشبختانه کنجکاویام را حفظ کردم و شروع کردم به بررسی اینکه هوش هیجانی واقعاً به چه معناست.
هرچه بیشتر دربارهٔ هوش هیجانی یاد گرفتم، بیشتر متوجه تواناییهایی شدم که ممکن بود با حساسیت بالای من ارتباط داشته باشند. مهمتر از آن، این آگاهی تازه ابزارهایی در اختیارم گذاشت تا روی بخشهایی که نیاز به تقویت داشتند نیز کار کنم. نتیجه این بود که اعتمادبهنفسم بیشتر شد و توانستم از ظرفیتهای خودم بهعنوان یک فرد بسیار حساس بهتر استفاده کنم.
هوش هیجانی چه ارتباطی با حساسیت بالا دارد؟
هوش هیجانی (EI) به توانایی توجه به هیجانهای خود و آگاهی از هیجانهای دیگران گفته میشود. این توانایی ترکیبی از نوعی مهارت اجتماعی و خودآگاهی است؛ ترکیبی که میتواند به ما کمک کند خودمان را بهتر بشناسیم و در محیط کار و روابطمان، آگاهانهتر رفتار کنیم.
هوش هیجانی را معمولاً در چند مؤلفه بررسی میکنند؛ از جمله خودشناسی، خودمدیریتی، ایجاد رابطه و ارتباط اجتماعی. هرکدام از این حوزهها نیز مهارتهای مرتبطی دارند. برای مثال، خودشناسی با کاوش در هیجانهای خود ارتباط دارد و مهارتهایی مانند شناخت هدف و معنای شخصی، توجه به مراقبت از خود و حفظ اعتمادبهنفس را دربرمیگیرد.
برخی افراد بسیار حساس ممکن است در بعضی جنبههای هوش هیجانی، از جمله همدلی، گوش دادن فعال و توجه به نشانههای اجتماعی، نقاط قوتی داشته باشند. پردازش عمیق و توجه زیاد به ظرافتها میتواند در برخی افراد حساس به درک دقیقتر موقعیتها و رفتار دیگران کمک کند. با این حال، این ویژگیها در همهٔ افراد بسیار حساس یکسان نیستند و HSP بودن بهخودیخود به معنای همدل بودن یا برخورداری از هوش هیجانی بالا نیست.
افراد بسیار حساس، علاوه بر تواناییهای احتمالی خود، ممکن است در بعضی حوزههای هوش هیجانی نیز با دشواریهای خاصی روبهرو شوند. بنابراین، موضوع فقط این نیست که افراد حساس «هوش هیجانی بیشتری» دارند؛ بلکه ممکن است هوش هیجانی را به شیوهای متفاوت تجربه و مدیریت کنند.
همدلی
توجه زیاد به حالات و احساسات دیگران ممکن است در برخی افراد بسیار حساس باعث شود بهتر متوجه شوند دیگران چه احساسی دارند و در موقعیتهای مختلف، پاسخ مناسبتری پیدا کنند. این ویژگی میتواند به ارائهٔ تحلیلها و بازخوردهای دقیقتر نیز کمک کند.
برای مثال، در محیط کسبوکار، همدلی میتواند برای شناخت بهتر مشتریان و طراحی محصولات مؤثرتر به کار رود؛ زیرا به ما امکان میدهد نیازها و تجربهٔ مصرفکننده یا کاربر را بهتر تصور کنیم.
اما باید میان حساسیت به نشانههای عاطفی و همدلی تفاوت گذاشت. ممکن است فردی نشانههای هیجانی دیگران را بهخوبی تشخیص دهد، بدون اینکه الزاماً با احساس آن فرد همدلی کند.
گوش دادن فعال
توجه به جزئیات میتواند به بعضی افراد بسیار حساس کمک کند هنگام گوش دادن، فقط به کلمات توجه نکنند، بلکه به نحوهٔ بیان آنها نیز دقت داشته باشند.
ممکن است به لحن صدا، زبان بدن و تغییرات ظریف در شیوهٔ ارتباط فرد مقابل توجه کنند. در چنین حالتی، شنیدن فقط دریافت کلمات نیست؛ بلکه تلاش برای فهمیدن معنایی است که پشت آنها قرار دارد.
گاهی این توانایی مانند نوعی رمزگشایی درونی عمل میکند: فرد از سطح کلمات فراتر میرود و تلاش میکند بفهمد طرف مقابل واقعاً چه چیزی را میخواهد منتقل کند.
آگاهی اجتماعی
آگاهی اجتماعی نیز میتواند با توجه به نشانههای هیجانی و اجتماعی ارتباط داشته باشد. بعضی افراد بسیار حساس ممکن است در تشخیص حالوهوای یک جمع یا تغییرات ظریف در فضای اجتماعی مهارت داشته باشند.
برای برخی HSPها، این حساسیت به نشانههای محیطی میتواند بسیار خستهکننده باشد؛ اما اگر بهخوبی مدیریت شود، ممکن است در ارتباط با دیگران سودمند باشد.
مثلاً تصور کنید با خبر خوبی دربارهٔ ترفیع شغلی به خانه برمیگردید، اما همسرتان را میبینید که روی مبل نشسته، سرش را میان دستهایش گرفته و ناراحت به نظر میرسد. ممکن است قبل از مطرح کردن خبر خود، ابتدا بخواهید بفهمید چه اتفاقی افتاده است.
افراد بسیار حساس در هوش هیجانی با چالشهایی هم روبهرو هستند
چند حوزه از هوش هیجانی وجود دارد که ممکن است برای بعضی افراد بسیار حساس دشوارتر باشد. شناخت این حوزهها میتواند کمک کند فرد نهفقط نقاط قوت خود، بلکه زمینههایی را که نیاز به رشد دارند نیز بهتر بشناسد.
خودمدیریتی
خودمدیریتی یعنی توانایی مدیریت مؤثر هیجانهای خود.
افراد بسیار حساس ممکن است از هیجانهای خود آگاهی زیادی داشته باشند و آنها را با شدت بیشتری تجربه کنند، اما شدت تجربهٔ هیجان الزاماً به معنای توانایی بهتر در مدیریت آن نیست. برخی پژوهشها نیز نشان دادهاند که حساسیت بالا ممکن است همیشه با توانایی بیشتر در مدیریت هیجان همراه نباشد و حتی گاهی فهمیدن علت یک احساس را دشوارتر کند.
مدیریت تغییر
تغییر مثبت یا منفی، کوچک یا بزرگ، میتواند برای بعضی افراد بسیار حساس چالشبرانگیز باشد. تغییر، حتی وقتی مطلوب است، میتواند محرکهای تازه و هیجانهای زیادی ایجاد کند و فرد را از نظر عاطفی خسته کند.
به همین دلیل، ممکن است برخی HSPها تمایل داشته باشند از تغییر اجتناب کنند؛ نه لزوماً به این دلیل که تغییر را بد میدانند، بلکه به این دلیل که تجربهٔ هیجانهای همراه آن برایشان سنگین است.
یکی از راههای مقابله با این وضعیت، بازتعریف تغییر و توجه به جنبههای مثبت و فرصتهایی است که ممکن است با آن همراه باشند. به جای تمرکز صرف بر جنبههای منفی، میتوان بررسی کرد که این تغییر چه امکانات تازهای ایجاد میکند.
اعتمادبهنفس
با وجود افزایش پژوهشها و منابعی که به شناخت تجربهٔ افراد بسیار حساس کمک میکنند، پذیرفتن حساسیت بالا و شناخت خود همچنان ممکن است برای بعضی افراد دشوار باشد.
در بسیاری از جوامع، ویژگیهایی که با حساسیت بالا همراه نیستند بیشتر ارزشگذاری میشوند. همین مسئله میتواند بر اعتمادبهنفس افراد حساس اثر بگذارد؛ بهخصوص وقتی هنوز نمیدانند چه چیزی آنها را متفاوت میکند و چرا گاهی هیجانها را با چنین شدتی تجربه میکنند.
خوشبختانه آگاهی دربارهٔ حساسیت بالا و ارزشهایی که افراد بسیار حساس میتوانند برای جامعه داشته باشند، در حال افزایش است. هرچه بیشتر خودمان را بشناسیم، احتمالاً اعتمادبهنفس بیشتری برای استفاده از تواناییهایمان و ایجاد تأثیری مثبت در جهان خواهیم داشت.
البته هر فرد بسیار حساس مجموعهای منحصربهفرد از ویژگیها و تواناییها را دارد. بنابراین، ممکن است بعضی از نقاط قوتی که در این مقاله مطرح شد برای شما کاملاً آشنا باشند و بعضی دیگر نه.
اما اگر فردی بسیار حساس هستید، احتمالاً چیزهای زیادی برای ارائه دارید. توانایی تجربهٔ عمیق هیجانها و توجه به احساسات خود و دیگران، در صورت همراه شدن با خودآگاهی و خودمدیریتی، میتواند مهارتی ارزشمند باشد.
شاید یکی از مهمترین درسها این باشد که بدانیم چه زمانی از حساسیت و تواناییهای خود برای ارتباط با دیگران استفاده کنیم و چه زمانی نیازهای خودمان را در اولویت قرار دهیم. هوش هیجانی، وقتی آن را بهتر میشناسیم و تمرین میکنیم، میتواند در پیدا کردن این تعادل به ما کمک کند.
نوشتهٔ شانون کالرمن — ۸ ژوئن ۲۰۲۰
مترجم: مینو پرنیانی
