وقتی حافظه‌ات ضعیف نیست؛ ذهنت بیش از حد مشغول است

گاهی فراموش می‌کنیم کجا کلیدها را گذاشته‌ایم، نام کسی را که همین چند دقیقه پیش دیده‌ایم به یاد نمی‌آوریم، یا وارد اتاقی می‌شویم و ناگهان فراموش می‌کنیم برای چه آمده بودیم. اولین فکری که ممکن …

ضعف حافظه یا ذهن مشغول

گاهی فراموش می‌کنیم کجا کلیدها را گذاشته‌ایم، نام کسی را که همین چند دقیقه پیش دیده‌ایم به یاد نمی‌آوریم، یا وارد اتاقی می‌شویم و ناگهان فراموش می‌کنیم برای چه آمده بودیم.

اولین فکری که ممکن است به ذهنمان برسد این است: «حافظه‌ام دارد ضعیف می‌شود.»

اما همیشه مسئله حافظه نیست.

برای به خاطر سپردن اطلاعات تازه، ابتدا باید بتوانیم به آن‌ها توجه کنیم و آن‌ها را پردازش کنیم. وقتی توجه ما هم‌زمان درگیر چند موضوع است، یادگیری و یادآوری می‌تواند دشوارتر شود.

این موضوع برای افراد بسیار حساس می‌تواند قابل توجه باشد؛ زیرا ممکن است جزئیات بیشتری از محیط، گفت‌وگوها و تجربه‌های عاطفی خود را دریافت و پردازش کنند.

حافظه فقط یک «انبار» نیست

حافظه انواع مختلفی دارد؛ از حافظهٔ کوتاه‌مدت و بلندمدت گرفته تا حافظهٔ حسی، معنایی، رویه‌ای و حافظهٔ کاری.

حافظهٔ کاری، به زبان ساده، فضایی ذهنی است که در آن اطلاعات را برای مدت کوتاهی نگه می‌داریم و هم‌زمان با آن‌ها کار می‌کنیم.

مثلاً وقتی کسی شماره تلفنی را می‌گوید و تا زمانی که آن را وارد گوشی کنیم در ذهن نگه می‌داریم، از حافظهٔ کاری استفاده می‌کنیم.

اما این ظرفیت محدود است.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تداخل اطلاعات قبلی با اطلاعات تازه می‌تواند بر یادگیری و یادآوری اثر بگذارد.

به همین دلیل، گاهی بهتر است به جای اینکه فوراً خودمان را «فراموش‌کار» بدانیم، بپرسیم:

آیا واقعاً یادم نمانده، یا از ابتدا فرصت نکرده‌ام اطلاعات را به‌خوبی دریافت کنم؟

حساسیت بالا و توجه به جزئیات

برای یک فرد بسیار حساس، یک گفت‌وگوی ساده ممکن است فقط شامل کلمات نباشد.

لحن طرف مقابل، حالت چهره، صدای محیط، نور، بوها و واکنش‌های عاطفی خودمان می‌توانند هم‌زمان مورد توجه قرار بگیرند.

این به آن معنا نیست که هر فرد حساس الزاماً حافظهٔ ضعیف‌تری دارد. حساسیت بالا نیز علت همهٔ فراموشی‌های روزمره نیست.

اما اگر متوجه شده‌اید که در محیط‌های پرتحریک بیشتر دچار حواس‌پرتی یا فراموشی‌های کوچک می‌شوید، توجه به شرایطی که در آن قرار دارید می‌تواند مفید باشد.

خواب؛ زمانی برای تثبیت خاطرات

خواب فقط زمانی برای استراحت بدن نیست.

مغز در هنگام خواب فرایندهایی را انجام می‌دهد که به تثبیت خاطرات کمک می‌کنند؛ یعنی بخشی از اطلاعاتی که در طول روز دریافت کرده‌ایم، می‌توانند به شکل پایدارتر در حافظه ثبت شوند.

کمبود خواب نیز می‌تواند بر حافظه و عملکرد شناختی اثر منفی بگذارد.

بنابراین اگر مطلبی را چند بار می‌خوانیم اما به خاطر نمی‌سپاریم، همیشه راه‌حل این نیست که بیشتر تلاش کنیم. گاهی خواب کافی و فرصت استراحت، بخش مهمی از فرایند یادگیری است.

ذهن‌آگاهی و تمرکز

یکی از یافته‌های جالب در پژوهش‌های مربوط به حافظه، ارتباط ذهن‌آگاهی با کاهش تداخل در حافظهٔ کاری است.

ذهن‌آگاهی یعنی توجه کردن به لحظهٔ حاضر، همراه با آگاهی از آنچه در درون و اطراف ما می‌گذرد.

لازم نیست این کار حتماً به شکل مدیتیشن طولانی باشد.

گاهی کافی است هنگام نوشیدن چای، قدم زدن یا گفت‌وگو با یک نفر، برای چند دقیقه فقط روی همان تجربه تمرکز کنیم.

این مکث‌های کوتاه می‌توانند به کاهش حواس‌پرتی و توجه بهتر به اطلاعات کمک کنند.

حرکت بدن، حرکت ذهن

ورزش منظم نیز با عملکرد شناختی بهتر ارتباط دارد و برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که فعالیت بدنی می‌تواند برای عملکرد شناختی، به‌ویژه در سنین بالاتر، مفید باشد.

لازم نیست ورزش را به یک برنامهٔ پیچیده تبدیل کنیم. پیاده‌روی، کشش بدن یا هر فعالیت متناسب با شرایط فرد می‌تواند شروع خوبی باشد.

فعالیت‌هایی که محیط آن‌ها متغیر است و نیاز به واکنش به شرایط تازه دارند نیز ممکن است ذهن را به شکل متفاوتی درگیر کنند.

مغز را به زور «تقویت» نکنیم

حل جدول، سودوکو، پازل و بازی‌های فکری می‌توانند لذت‌بخش باشند و برخی پژوهش‌ها نیز از فواید احتمالی تمرین‌های شناختی حمایت می‌کنند.

اما لازم نیست هر روز زمان زیادی را صرف «تمرین دادن مغز» کنیم.

گاهی فعالیتی که برایمان لذت‌بخش است، مانند یک بازی فکری، مطالعه یا انجام کاری با دست، می‌تواند شکل مناسبی از درگیری ذهنی باشد.

و تغذیه؟

سلامت مغز با سلامت کلی بدن ارتباط دارد. پژوهش‌ها نیز از اهمیت الگوی غذایی سالم، فعالیت بدنی، خواب کافی و کاهش برخی عوامل خطر برای سلامت شناختی حمایت می‌کنند.

مصرف زیاد قند افزوده، چربی‌های اشباع و کربوهیدرات‌های تصفیه‌شده با برخی پیامدهای نامطلوب برای سلامت مغز ارتباط داده شده است. در مقابل، الگوهای غذایی سرشار از مواد غذایی گیاهی، ماهی و چربی‌های مفید، در پژوهش‌های مختلف با سلامت بهتر قلب و مغز همراه بوده‌اند.

با این حال، بهتر است مراقب وعده‌های ساده‌ای مانند «یک مادهٔ غذایی خاص حافظه را تقویت می‌کند» باشیم.

مغز یک مادهٔ غذایی جادویی ندارد؛ آنچه اهمیت بیشتری دارد، الگوی کلی زندگی است.

شاید سؤال را عوض کنیم

اگر گاهی چیزی را فراموش می‌کنید، پیش از اینکه خودتان را به «حافظهٔ بد» متهم کنید، چند سؤال ساده از خودتان بپرسید:

آیا خوب خوابیده‌ام؟

آیا هنگام دریافت این اطلاعات واقعاً توجه داشتم؟

آیا محیط اطرافم بیش از حد محرک بود؟

آیا به خودم فرصت کافی برای استراحت و تمرکز داده‌ام؟

و شاید مهم‌تر از همه:

آیا حافظه‌ام مشکل دارد، یا فقط در شرایط مناسبی از آن استفاده نکرده‌ام؟

برای یک فرد بسیار حساس، مراقبت از حافظه لزوماً به معنای تلاش برای به خاطر سپردن بیشتر نیست.

گاهی کافی است شرایطی فراهم کنیم که مغز بتواند بهتر توجه کند، بهتر پردازش کند و بهتر به خاطر بسپارد.

MAP

مطالب تازه را از دست ندهید

با عضویت در خبرنامه، از انتشار مطالب تازه باخبر شوید.

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و فقط برای خبرنامه استفاده خواهد شد.