اگر فردی بسیار حساس (HSP) هستید و احساس میکنید تحت فشار قرار گرفتهاید، طبیعت ممکن است یکی از بهترین ابزارهای شما برای بازگشت آرامش باشد.
به عنوان یک فرد بسیار حساس، من علاقهی زیادی به قدم زدن در جنگل، غرق شدن در شکوه یک آبشار، مسحور شدن از حرکت امواج اقیانوس یا کشیدن دستهایم روی خز نرم و ابریشمی سگ کوچکم دارم. وقتی در طبیعت و در کنار حیوانات وقت میگذرانم، احساس بهتری پیدا میکنم. و این موضوع چندان شگفتآور نیست؛ زیرا پژوهشهای گسترده نشان میدهند که انسانها از نظر روانی و جسمی از ارتباط با جهان طبیعی سود میبرند.
اما فقط قرار گرفتن در طبیعت برای بهرهمند شدن از این فواید کافی نیست. انسانها نیاز دارند احساس پیوند و ارتباط با طبیعت را نیز تجربه کنند.
با توجه به اینکه بسیاری از افراد بسیار حساس برای طبیعت و حیوانات ارزش و علاقهی زیادی قائلاند، آیا میتوان نتیجه گرفت که افراد بسیار حساس ارتباط عمیقتری با طبیعت دارند؟
یک گروه پژوهشی به سرپرستی دکتر آنالیزا سِتی در دانشگاه کالج کورک در ایرلند، در دو مطالعه تلاش کرد به این پرسش پاسخ دهد.
آیا افراد حساستر ارتباط بیشتری با طبیعت دارند؟
برای اندازهگیری میزان حساسیت شرکتکنندگان، این پژوهشها از مفهومی به نام «حساسیت محیطی» استفاده کردند.
دکتر سِتی و همکارانش توضیح دادند:
«حساسیت محیطی (Environmental Sensitivity) اصطلاحی فراگیر است که دیدگاههای مختلف دربارهی رابطهی فرد با محیط را دربرمیگیرد. برخی نظریهها تأکید میکنند که افراد بسیار حساس بیشتر تحت تأثیر عوامل استرسزای محیطی قرار میگیرند؛ در حالی که نظریههای دیگر بر مزیت تکاملی حساستر بودن نسبت به محیط تمرکز دارند.»
(حساسیت محیطی برای کسانی که با این اصطلاح آشناتر هستند، با نام «حساسیت پردازش حسی» یا Sensory Processing Sensitivity نیز شناخته میشود. تفاوت این است که حساسیت محیطی مفهوم گستردهتری است و چندین نظریه دربارهی حساسیت را دربر میگیرد.)
برای سنجش حساسیت محیطی، پژوهشگران در هر دو مطالعه از آزمونی به نام «مقیاس فرد بسیار حساس» (Highly Sensitive Person Scale) استفاده کردند که توسط روانشناس، الین آرون، طراحی شده است.
آنها همچنین از «مقیاس ارتباط با طبیعت» (Connectedness to Nature Scale) که توسط مایر و فرانز ارائه شده، استفاده کردند تا میزان احساس یکی بودن، تعلق و پیوند افراد با جهان طبیعی را اندازهگیری کنند.
پس از آن، در هر دو مطالعه آزمونهای دیگری نیز انجام شد. در مطالعهی نخست، شرکتکنندگان میزان دلبستگی خود به حیوانات خانگی را ارزیابی کردند. در مطالعهی دوم، پژوهشگران دامنهی بررسی را گستردهتر کردند و مفهوم «علاقه و همدلی نسبت به حیوانات» را سنجیدند؛ مفهومی که نه تنها رابطه با حیوانات خانگی، بلکه همدلی با حیوانات و توجه به رفاه آنها را نیز شامل میشود.
ارتباط شگفتانگیز میان طبیعت و افراد بسیار حساس
هر دو مطالعه نشان دادند که بسیار حساس بودن با ارتباط بیشتر با طبیعت همراه است.
مطالعهی نخست نشان نداد که بین فرد بسیار حساس بودن و دلبستگی به حیوانات خانگی ارتباط مستقیمی وجود دارد؛ هرچند ممکن است افرادی که در زمان انجام پژوهش حیوان خانگی نداشتند، اگر در شرایط دیگری قرار میگرفتند، پاسخهای متفاوتی میدادند.
اما مطالعهی دوم که به شکل گستردهتری رابطهی افراد با حیوانات، رفاه حیوانات و علاقه به آنها را بررسی کرد، ارتباط قویای میان حساسیت بالا و پیوند با حیوانات نشان داد.
به بیان دیگر: افراد حساس واقعاً نه تنها با حیوانات، بلکه با طبیعت به طور کلی نیز ارتباط عمیقتری احساس میکنند. و استفاده از این ارتباط میتواند ابزاری قدرتمند برای مراقبت از خود باشد.
ارتباط با طبیعت چه فوایدی برای افراد بسیار حساس دارد؟
این حوزهی نوظهور پژوهش، اهمیت طبیعت و حیوانات را برای افراد بسیار حساس برجسته میکند.
تیم پژوهشی دکتر سِتی اشاره میکند که ارتباط با جهان طبیعی فواید آشکاری برای تنظیم هیجانی دارد و میتواند به افزایش سلامت و بهزیستی کلی انسان کمک کند.
برای افراد بسیار حساس که با اضطراب، افسردگی یا فکرهای تکرارشونده و بیشازحد (نشخوار فکری) روبهرو میشوند، طبیعت و حیوانات میتوانند بخش مهمی از برنامهی خودمراقبتی باشند.
در کار خود به عنوان روانشناس، من مراجعانم را تشویق میکنم که ارتباط با طبیعت را در برنامههای درمانی خود بگنجانند.
یک «تکلیف» مانند بیرون رفتن و مشاهدهی آگاهانهی وزش باد میان برگهای درختان یا بردن سگ به پارک، بسیار لذتبخشتر از بسیاری از تکالیف معمول درمانی است و میتواند به همان اندازه در بهبود خلق افراد بسیار حساس مؤثر باشد.
(یکی از محدودیتهای پژوهش سِتی این است که بیشتر شرکتکنندگان در هر دو مطالعه، زن بودند. این مسئله در پژوهشها یک چالش رایج در جذب شرکتکنندگان است. اگرچه دلیل نظری مشخصی وجود ندارد که افراد بسیار حساس با هویتهای جنسیتی متفاوت، ارتباط متفاوتی با طبیعت یا حیوانات داشته باشند، اما این موضوع قابل توجه است. فارغ از جنسیت، هر فرد میتواند تجربهی شخصی خود را بررسی کند و ببیند طبیعت و حیوانات چه تأثیری بر حال او دارند.)
افراد بسیار حساس ممکن است در صورت دور شدن از طبیعت و حیوانات، بیشتر آسیب ببینند
با توجه به آنچه از این مطالعه و پژوهشهای گستردهتر دربارهی تأثیر مثبت طبیعت بر کاهش نشخوار فکری و بهبود نشانههای خلقی مانند افسردگی و اضطراب میدانیم، عجیب نیست که افراد بسیار حساس زمانی که رابطهی خود با جهان طبیعی را پرورش نمیدهند، ممکن است بیشتر دچار رنج شوند.
ما به عنوان افراد حساس، نیاز داریم با جهان بزرگتر پیرامون خود ارتباط داشته باشیم؛ این موضوع یک تجمل یا ویژگی فرعی برای ساختن یک زندگی خوب نیست، بلکه یک نیاز واقعی است.
بر اساس تجربهی شخصی من و همچنین کار با بسیاری از مراجعان بسیار حساسی که از طبیعت دور شدهاند، این گسست میتواند خطر قابل توجهی برای رنج روانی ایجاد کند.
وقتی از خود انتظار داریم جدا از ریتمها و منابع جهان طبیعی زندگی کنیم، بهراحتی نیازهای اساسی خود را فراموش میکنیم: خواب کافی، غذای سالم، نوشیدن آب کافی و حرکت کردن به شیوهای که بدنمان از آن لذت میبرد.
تمایل ما به غرق شدن در افکار، ممکن است کنترل را به دست بگیرد و زمینه را برای اضطراب، تحریکپذیری بیش از حد و فرسودگی فراهم کند. همچنین توانایی ما برای آوردن خلاقیت به زندگی کاهش مییابد.
چگونه در زندگی مدرن با طبیعت ارتباط برقرار کنیم؟
مانند بسیاری از افراد بسیار حساس که درونگرا هم هستند، من اغلب با شوخی میگویم که دوست دارم از زندگی مدرن فاصله بگیرم و به یک گوشهی جنگلی بروم و در آنجا تنها زندگی کنم.
اما میدانم که این گزینهی عملی برای من نیست؛ شاید برای یک تعطیلات کوتاه زیبا باشد، اما سبک زندگی پایداری نخواهد بود. حدس میزنم شما هم احتمالاً همین احساس را دارید.
بنابراین ارتباط شما با طبیعت باید با شرایط واقعی زندگی کنونیتان هماهنگ باشد.
شاید بتوانید یک گیاه خانگی (یا حتی ده گیاه!) به فضای زندگی خود اضافه کنید. شاید بتوانید با مسئولیتپذیری از یک حیوان خانگی مراقبت کنید.
آیا بیرون از پنجرهتان درخت یا پرندهای وجود دارد؟ آیا در جعبههای گل کنار پنجره، گل کاشتهاید؟ آیا در گوشهای از شهر، علفهای وحشی یا گلهای خودرو میبینید؟
شهرها برخلاف تصور ما مقدار شگفتآوری از طبیعت را در خود جای دادهاند؛ فقط باید یاد بگیریم آن را ببینیم.
و اگر در نزدیکی شما جنگل وجود دارد، حتی زمانهای کوتاه حضور در جنگل (جنگلدرمانی یا Forest Bathing) میتواند فواید واقعی داشته باشد.
برخی پژوهشها حتی نشان میدهند که تجربههای مجازی از طبیعت نیز میتوانند تأثیر مثبتی بر خلقوخو داشته باشند.
میتوانید یک پخش زندهی اینترنتی از طبیعت پیدا کنید که برایتان جذاب است. مورد علاقهی شخصی من دوربینهای زندهی آکواریوم خلیج مونتری است که در روزهای نخست همهگیری کرونا آن را کشف کردم.
برخی افراد پخش زندهی ساحل، لانهی پرندگان یا مناظر بیابانی را ترجیح میدهند. هر چیزی که برای شما جذاب باشد، احتمالاً راهی برای تجربهی مجازی آن پیدا خواهید کرد.
یا اگر احساس ماجراجویی میکنید، میتوانید روشهای خلاقانهی دیگری برای نزدیک شدن به طبیعت را امتحان کنید.
متعهد شوید که از هدیهی ارتباط با طبیعت بهره ببرید
ریتمهای طبیعت — وزش نسیم میان برگها، بالا و پایین رفتن امواج، جریان آرام آب در رودخانه، یا نفس کشیدن منظم حیوانی که خوابیده است — به سیستم عصبی معمولاً فعال ما کمک میکنند تا آرام شود.
ما میتوانیم دوباره با الگوهای طبیعی بدن خود و ریتمهای شبانهروزیمان هماهنگ شویم؛ چیزی که از نظر جسمی ترمیمکننده است و فضایی ایجاد میکند تا آرامش عاطفی و معنوی را نیز تجربه کنیم.
امروز، به عنوان بخشی از زندگی روزمرهی خود، چه قدمی میتوانید بردارید تا ارتباطتان با طبیعت را پرورش دهید؟
شما شایستهی دریافت این هدیه هستید.
نوشتهی: لوری ال. کانجیلا، دکترای روانشناسی
۵ اوت ۲۰۲۶
بررسی صحت مطلب: آندره سولو
مترجم: مینو پرنیانی
